![]()
خطوط را رها خواهم کرد
و همچنين شمارش اعداد را رها خواهم کرد
و از ميان شکلهاي هندسي محدود
به پهنه هاي حسي وسعت پناه خواهم برد
من عريانم عريانم عريانم
مثل سکوتهاي ميان کلام هاي محبت عريانم
و زخم هاي من همه از عشق است
از عشق عشق عشق
من اين جزيره سرگردان را
از انقلاب اقيانوس
و انفجار کوه گذر داده ام
و تکه تکه شدن راز آن وجود متحدي بود
که از حقيرترين ذره هايش آفتاب به دنيا آمد
...
وقتي كه اعتماد من از ريسمان سست عدالت آويزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ هاي مرا تكه تكه مي كردند
وقتي كه چشم هاي كودكانه عشق مرا
با دستمال تيره قانون مي بستند
و از شقيقه هاي مضطرب آرزوي من
فواره هاي خون به بيرون مي پاشيد
وقتي كه زندگي من ديگر
چيزي نبود هيچ چيز بجز تيك تاك ساعت ديواري
دريافتم بايد بايد بايد
ديوانه وار دوست بدارم
فروغ فرخ زاد
پ.ن فردا سال مامان بزرگ من و جوجو هستش و ۸ فروردین سال بابابزرگ
روحشان شاد و یادشان همیشه ماندگار

